قرار است امشب دو ماهی بمیرند

که دیگر سراغی ز دریا نگیرند

قرار است چشمان ما بسته گردند

اگر چه پر از آرزوهای پیرند

تمام فصولی که می آید امسال

بدون شک از ابتدا سردسیرند

بعید است امسال دستان سردم

بدون بهار شما جان بگیرند

و گر یک سال دیگر هم گذشت

از این لحظه های پر از غصه سیرند

شب سرد و بی انتهای زمستان

قدمها مردد ولی ناگزیرند

/ 0 نظر / 5 بازدید